شمس الدين حافظ
10
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
تصويرگرى فردوسى را در شاهنامه و مخصوصا نظامى را در كتابهاى مثنويش مشاهده مىكنيد ، كه طبيعت را چه زيبا تصوير مىكند . اين كار در غزل كار آسانى نيست بخصوص وقتى كه غزلى بايد داراى محتوا هم باشد . تصوير با آن زبان محكم و با لطافتهاى ويژهء شعر حافظ و با مفاهيم خاصّش چيزى نزديك به اعجاز است . چند نمونه از تصويرهاى شعرى حافظ را من مىخوانم . چون روى اين قسمت تصويرگرى حافظ گمان مىكنم كمتر كار شده است ببينيد چقدر زيبا و قوى به بيان و توصيف مىپردازد . در سراى مغان رُفته بود و آبزده * نشسته پير و صلايى بشيخ و شباب زده سبوكشان همه در بندگيش بسته كمر * ولى ز ترك كله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده * عذار مغبچگان راه آفتاب زده گرفته ساغر عشرت فرشتهء رحمت * ز جُرعه بر رُخ حور و پرى گلاب زده تا مىرسد به اينجا كه : سلام كردم و با من به روى خندان گفت * كه اى خماركش مفلس شراب زده چه كسى هستى ، چهكارهاى و چگونهاى ؟ سؤال مىكند تا مىرسد به اينجا :